پارت هشتاد و هفتم :

فصل سی و سه

خب، تقریبا باورش هنوز سخت است که با حضور متین، ابریشم حاضر شده یک کلت جیبی کوچک را به سجاد بدهد تا از خودش محافظت کند! این همزمان که نگران کننده است، در واقع وحشت‌آور نیز می‌باشد. زیرا متین احتمالا آنقدری دیوانه‌تر از ابریشم است که نمی‌شود با او سرسری رفتار کرد.
سجاد مشغول خشک کردن موهایش با سشوار بود زیرا در این چند روز بدجور چرب شده بودند. نمی‌دانست بابت آن‌که Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهزاد خوان زاده در رمان تبهکار هوسباز بهزاد خوان زاده
تصویر شخصیت فرزانه طاهری در رمان تبهکار هوسباز فرزانه طاهری
آخرین نظرات ارسال شده
  • zeynab

    0

    طلوع از اینکه سجاد درباره اش کنجکاوی میکنه خوشحال میشه ای جان دختر خوشگلم🥹

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    انگار دلش قیلی ویلی رفته

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    ارهه دختر نازمم خوشش اومده🥹🥹

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ناز؟ طلوع هرچیزی هست جز ناز

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    ناز خالی نه ناز خشنه😂

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    🤭🤣

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    ولی جوری که طلوع به سجاد اعتماد کرده واقعا احسنت داره این دختر واقعا سجاد و دوست داره🥹

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اره، یهو دیدی سجاد بهش شوخی شوخی شلیک کرد

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    فکک نکنم سجاد هم یه جورایی حس بهش پیدا کرده و جدا از اون بخاطر خواهر و مادرش فک نکنم اینکارو کنه وایی نگوو من منتظر عاشقانه های این دوتام🥺🥲

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    از کجا معلوم همش تظاهر باشه؟

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    اوه بهش فک نکرده بودم

    ۲ ماه پیش
  • هستی

    0

    سجاد آخرین باری که رفتی سمت این وسیله ها فضولی..رو به یاد بیار🤫..آره تهش رسیدی به اتاق قرمز..نکن پسر🤣

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    شاید دلش اتاق قرمز می‌خواد 😬🤭

    ۲ ماه پیش
  • هستی

    0

    اتفاقا خوبه براش،هر از گاهی نیازه

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    خطرناکی لعنتی🤭😬

    ۲ ماه پیش
  • مهسا

    0

    حالا ما اگه همچین پسر جذاب جنتلمنی دورمون باشه.. یه عوضی دخترباز خواهد بود

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اخ گل گفتی، بلکه خدا یه خوبش و قسمتمون کنه🤣

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    سجاد داره دنبال چی میگرده؟ چجور صبر کنم تا چند روز دیگه🥲

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    والا منم نفهمیدم

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    شایدم دنبال چیزی نیست فقط میخواست با طلوع حرف بزنه🧐 باید منتظر بمونم تا پارت بعدی مشخص بشه😁🥹

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    فکررر نکنم

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    جوریکه سجاد خوشش اومده طلوع بهش اهمیت میده😂😂همش میخواد پزشو بده ای کلک😂

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    باید تو چشم رضا کنه

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    وایی اره خیلی حال میده 😁😂

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    🤭🌸

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    بالاخره تا کجا قراره هیچی نگی آقا سجاد یه جا دیگه نمیتونی و مشخص میکنی که حسودیت میشه 😁😁

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قطعاااا 🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    اون لحظه دیدنیهه😁

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قطعا🤭

    ۲ ماه پیش
  • تارا

    0

    مرسی از پارت قشنگت

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربانت♥️🌸

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    خسته نباشی نویسنده عزیزم عالی بود❤️

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    مرسی 😍

    ۲ ماه پیش
  • zeynab

    0

    ولی زوج خیلی قشنگی میشن خفنن دوتاشون هم😁🥹

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    موافقم🙌

    ۲ ماه پیش
  • مهین

    0

    شایدسجادیک راه امیدو نور برای طلوع باش هیچکس از آینده خبر نداره ممنون نویسنده عزیز

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    شاید همینطوره عزیز، ممنونم 🌸

    ۲ ماه پیش
  • تارا

    0

    قلبت برای این دختر تند نزنه مردد حق تو یه هیولا نیست این طلوع ارزش عاشق شدن نداره

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قلب که حرف نمی فهمه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️